تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۸
کد خبر: ۱۰۷۵۸۸
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

ایران به قطر اعتماد نکند

پیش از این در دوران سیدکمال خرازی وزیر امور خارجه دولت اصلاحات این اشتباه صورت گرفت. در این اشتباه، شیخ قطر و دستگاه و دولتش اقدامات شدیدی علیه منافع ایران در منطقه انجام دادند. بنابراین با توجه به این سوابق باید گفت که نباید به هیچ وجه به قطر در هیچ زمینه ای اعتماد کرد.

ایران و اعراب خلیج فارس، این روز‌ها از نظر روابط دیپلماتیک در وضعیت خوبی به سر نمی‌برند. واقعیت این است که اعراب حاشیه خلیج فارس به این نتیجه رسیده‌اند که در مقابل ایران و قدرت روز افزون آن در منطقه باید ایستادگی کنند و در این راه از هیچ سیاستی حتی جنگ‌افروزی در منطقه کوتاهی نمی‌کنند. از طرف دیگر در میان کشور‌های خلیج فارس، قطر می‌کوشد سیاست جدیدی را در ارتباط با تهران برگزیند و ضمن حفظ رابطه خود با کشور‌های خلیج فارس درصدد است به نوعی نقش میانجی‌گر میان ایران و اعراب خاورمیانه را بازی کند.

البته باید بررسی کرد که قطر از نظر جایگاه دیپلماسی و همچنین سیاست‌های خصمانه و همسو با عربستان در مقابل ایران می‌تواند این نقش را ایفا کند یا نه.


به بهانه تحولات حوزه دیپلماسی به‌ویژه در بحران سوریه «آرمان» با دکتر پیروز مجتهد‌زاده استاد روابط بین‌الملل به گفت‌وگو پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:
 
 خبرهای گوشه و کنار حکایت از این مسأله دارد که قطر تلاش‌های پنهانی جهت نزدیک‌سازی دیدگاه‌های منطقه‌ای تهران و ریاض انجام می‌دهد. آیا قطر می‌تواند نقش میانجی میان تهران و ریاض را بازی کند؟


به هیچ عنوان این طور نیست، زیرا در تمام این مدت قطر درصدد عوام‌فریبی بوده و در این راستا حتی کوشیده حرمت سرزمین ما را نیز زیر سوال ببرد. گمان نمی‌رود که قطر به هیچ‌وجه قابل اعتماد باشد. همچنین گمان نمی‌رود قطر صلاحیت این اقدام را از لحاظ وزنه دیپلماسی داشته باشد. حکومت فعلی قطر در موقعیتی نیست که خطاکاری‌های دوران گذشته خود یا به عبارتی سلطان سابق خود را جبران کند و اعتماد لازم را نسبت به پایتخت‌های بزرگ دنیا نسبت به اهداف و نقش‌آفرینی خود جلب کند. مسأله دیگر آنکه قطر در سال‌های اخیر ثابت کرده که در دشمنی با اسد در سوریه حتی گوی سبقت از آل سعود را هم ربوده است. در نتیجه چگونه می‌شود که چنین حکومتی بتواند نقش میانجی میان کشورهای دیگر و حکومت اسد را بازی کند. لاجرم از هر جهت که به این مسأله نگریسته شود بهتر است که دولت ایران به بازی‌های جدید قطر توجهی نکرده و اقدامات این کشور شیخ‌نشین را جدی نگیرد. تا زمانی که حکومت جدید قطر صداقت و سلامت فکر خود را در منطقه به نفع صلح و امنیت منطقه ثابت نکرده، ایران نباید به مواضع لفظی قطر برای میانجی‌گری اعتماد کند.

 زبان دیپلماسی ایران مورد درک کشورهای عربی منطقه و به‌ویژه عربستان قرار نگرفته و همچنان واقعیت بحران و چالش تروریسم در منطقه از سوی این کشورها نادیده انگاشته می‌شود. چگونه می‌توان کشور‌های منطقه را درباره سیاست‌های انتحاری‌شان در منطقه مجاب کرد؟


 محمدجواد ظریف اخیرا در تهران سخن از امنیت‌سازی در منطقه به میان آورد. به عبارتی منظور وزیر امور خارجه این بوده که عرف امنیتی رویدادهای اخیر و جاری در منطقه را باید برای جهان روشن‌سازیم و تلاش شود که به جهان ثابت کنیم که این سیاست‌ها صلح و امنیت فعلی جهان را به خطر می‌اندازد. سخنان ظریف باید دنبال شود و از وزیر امور خارجه خواست که این استراتژی را درباره عربستان به کار برده و به جهان ثابت کند، روابط ویژه آل‌سعود ـ اسرائیل، وضعیت خطرناکی را برای صلح و امنیت خاورمیانه و سایر کشورهای جهان به وجود آورده است. وزیر امور خارجه ایران باید با بهره‌گیری از تجربه‌های گذشته، استراتژی معقول و مناسبی را به صورتی برای جامعه جهانی تشریح سازد که آنها با ایران در بحران سوریه همدردی و مشارکت کنند. جهان باید متوجه مظلومیت ایران در توطئه‌های آل‌سعود شود.

  گفته می‌شود که یکی از پیچیدگی‌های سیاست این کشور کوچک و شیخ‌نشین (قطر) این بوده است که همواره به‌عنوان چکش تعادل سیاست خارجی و داخلی شورای همکاری خلیج فارس عمل کرده است. این کشور می‌تواند ایران را به شورای همکاری خلیج فارس برساند؟


پیش از این در دوران سیدکمال خرازی وزیر امور خارجه دولت اصلاحات این اشتباه صورت گرفت. در این اشتباه، شیخ قطر و دستگاه و دولتش اقدامات شدیدی علیه منافع ایران در منطقه انجام دادند. بنابراین با توجه به این سوابق باید گفت که نباید به هیچ‌وجه به قطر در هیچ زمینه‌ای اعتماد کرد. تحلیل این امر منجر به کشیده شدن بسیاری از کشورها در آن می‌شود. البته باید گفت که ما باز هم شاهد اقدامات منفی این کشور کوچک‌ شیخ‌نشین در سال‌های گذشته نیز بودیم. بنابراین باید ایده دوستی و اعتماد به شیخ قطر را فراموش کرد و به این دقت نظر برسیم. با مروری بر گذشته و سابقه 20 سال دوستی با این کشور کوچک، باید این مهم را ارزیابی کرد که مناسبات با این کشور چه پیامدهای مثبتی داشته است. در خلیج فارس در حال حاضر دو رژیم عربی وجود دارند که برای ایران بسیار خطرناک هستند؛ نخست، آل‌سعود است که خطرات استراتژیکی برای ایران ایجاد کرده و دیگر شیخ‌نشین قطر است که خطرات جاسوسی و نقش دو یا سه پهلو جهت تخریب منافع ایران در منطقه ایفا کرده است. به همین دلیل شیخ‌نشین قطر نباید به هیچ‌وجه در وضعیت کنونی مورد توجه ایران در زمینه‌های گوناگون قرار بگیرد و ایران نباید به قطر اعتماد کند. البته مسأله باز هم درباره آل‌سعود متفاوت است. اتخاذ یک رویکرد مطلوب در دیپلماسی منطقه نیازمند رصد تمام جوانب مربوط به موضوع است.  تهران سعی کند که قول و قرارهای پنهانی آل‌سعود را با رژیم صهیونیستی برای جهانیان برملا کند و مسائل و اقدامات پنهانی میان این دو رژیم را که تهدیدی برای همه جهان است، برای افکار عمومی‌ جهان آشکار ‌سازد.

  از آنجا که نشست وین 1 و وین 2 به نتیجه نرسیده و قرار بر این است که نشست دیگری با حضور نمایندگان موافق و مخالف اسد برگزار شود، کنشگران منطقه‌ای برای به نتیجه رسیدن مذاکرات باید چگونه رفتار کنند؟


 نقش‌آفرینان اصلی در قضیه سوریه یعنی کشورهای غربی، ایران و ترکیه به این نتیجه رسیده‌اند راه‌هایی که تاکنون درباره سوریه درنوردیده شده باید اصلاح شود و راهکارهای تازه‌ای را بران بحران سوریه جست‌وجو کنند. متاسفانه برخی فکر می‌کنند با برگزاری چند جلسه مذاکره مسأله بسیار پیچیده سوریه حل و فصل خواهد شد. در صورتی که این تصور، تصور خامی‌ است. چند جلسه‌ای که اخیرا درباره سوریه تشکیل شده، سرآغاز تازه‌ای بر روند حل بحران سوریه است. لذا به نظر می‌رسد تعداد جلسات مذاکرات سوریه در آینده افزایش خواهد یافت. در این جلسات لازم است تلاش شود که سلیقه‌های متضاد تا حدودی به یکدیگر نزدیک شوند و این کار بسیار دشواری است و نمی‌توان انتظار داشت با برگزاری چند جلسه مذاکره به این نتیجه دست یابیم. راهکار عمده‌ای که باید در این مسیر در نظر گرفت این است که با توجه به اینکه رژیم صهیونیستی و آل‌سعود مستقیما در پرورش تروریسم در سوریه و عراق نقش دارند و پدیده داعش را به منطقه معرفی کرده‌اند لذا ضمن این جلسات قدرت‌های بزرگ باید رژیم صهیونیستی و آل‌سعود را وادار کنند که دست از سیاست‌های خود بردارند یا اینکه آنها را آهسته آهسته از فرایند تصمیم‌گیری درباره سوریه و حتی منطقه جدا کنند.

  راهکار مباررزه با افراطی‌گری در منطقه و به‌ویژه در سوریه چیست؟


غرب باید بتواند به سمت مسیری حرکت کند که حمایت از گروه‌های تروریستی را قطع کنند، زیرا این گروه‌ها نه تنها اقدامات تروریستی انجام می‌دهند بلکه این شبهه درباره آنها وجود دارد که از سلاح‌های شیمایی استفاده کرده‌اند و تقصیر آن را بر گردن اسد انداخته‌اند که البته در نهایت مسلم شد این طور نبوده است. گروه‌های متخاصم در سوریه راه را برای دخالت داعش در سوریه فراهم کردند و مردم سوریه را آواره کردند.

 خطر داعش ترکیه را تهدید می‌کند. ممکن است روزی ترکیه مواضع خود را علیه سوریه اصلاح کند؟


 ترکیه سرگرم آموختن درس‌هایی از خطرآفرینی‌های سیاسی خود است. به نظر می‌رسد تمام ادعاهای دروغ ترکیه امروز برملا شده و ترکیه امروز داعش را خطری برای خود می‌داند. لذا ترکیه امروز می‌تواند با توجه به سیر آوارگان خانه خود را نظم دهد و دریابد که همکاری‌های پنهانی‌اش با صهیونیست‌ها و آل‌سعود نمی‌تواند در حال حاضر و در آینده نتایج مثبتی برای ترکیه داشته باشد. لذا من فکر می‌کنم ترکیه از نظر سیاسی در آستانه تغییر وضعیت قرار دارد.

 مسکو می‌کوشد در سوریه حتی اعراب را هم با خود هماهنگ کند، حال آنکه اعراب با ایران در سوریه اختلاف نظر دارند. اتخاذ مواضع دوگانه از طرف روسیه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟


 روس‌ها به خوبی می‌دانند که عامل اصلی بحران سوریه صهیونیست‌ها هستند و با نزدیک‌تر شدن به اعراب و صهیونیست‌ها می‌خواهند از نزدیک سیاست‌های آنها را در منطقه و در سوریه کنترل کنند. لذا ما نباید فکر کنیم چون اعراب و روس‌ها با هم درباره سوریه مذاکره می‌کنند، این مذاکرات به روابط ایران و روسیه صدمه می‌زند. روسیه سیاست دقیق‌تری درباره منطقه در سر دارد.

 در صورت ایجاد حکومت انتقالی و حذف اسد از صحنه قدرت چه بر سر سوریه بدون اسد خواهد آمد؟


خوشبختانه همه کشورهایی که در بحران سوریه نفوذ پیدا کردند و به نحوی صاحب‌نظرند، حتی مخالفان اسد نیز به این نتیجه رسیدند که مسأله اصلی در سوریه اسد نیست و اگر نسبت به داعش اقدام اساسی صورت نگیرد و تروریسم در این کشور دفع نشود، ارتش سوریه، اسد و مخالفان، همه و همه فدا خواهند شد. اگر اوباما امروز با اقدام پوتین موافقت کرده بدان سبب است که اوباما هم می‌داند که مسأله اصلی داعش است. کنار زدن اسد از قدرت تبعات بسیاری به دنبال دارد. همان‌طور که ایران قبل از این نیز کاملا درک کرده و می‌داند که مسأله اصلی سوریه داعش است نه اسد. برای یافتن ریشه بحران کنونی سوریه باید به‌دنبال چرایی و علت این مسأله رفت. اگر زمینه‌های تاریخی و فرهنگی منطقه را مورد مطالعه قرار دهیم، درخواهیم یافت که اسد و قذافی تنها سران کشورهای عربی بودند که در توافق اخیر رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی مانند اردن، مصر و عربستان در کمپ دیوید شرکت نکردند. رژیم صهیونیستی پس از چندی دستش رو شد و توافق اخیر این رژیم اشغالگر با سران عرب لو رفت و پس از آن باز هم برخی از کشورهای عربی چون عربستان سعودی و اردن با صهیونیست‌ها همدستی کرده و بحران سوریه تا به امروز ادامه پیدا کرد، زیرا از نگاه آنها کنار زدن اسد و نابودی وی کشتن ژئوپلیتیک منطقه است. باید خاطرنشان کرد در معادلات ژئوپلیتیکی آینده رژیم صهیونیستی هیچ قدرت و نقشی نخواهد داشت. این رژیم به‌طور کل اعتبار خود را تحت ریاست نتانیاهو در منطقه و حتی در ایالات متحده از دست داده است. در معادلات آینده حتی عربستان نیز نمی‌تواند بازیگری کند، زیرا تا به امروز سعودی‌ها نتوانسته‌اند ثابت کنند که ظرفیت ژئوپلیتیک لازم را دارند، حتی از ثروت خود هم به جای ایجاد صلح و ثبات در منطقه جهت مقاصد شوم خویش چون داعش‌آفرینی و بحران تروریسم بهره می‌برند.

مرجع/ جماران


captcha
آخرین اخبار