ادبیات عاشورایی اگرچه در زیر مجموعه ادبیات آیینی قرار گرفته؛ نه تنها بر مدار دین نمیچرخد که به واقعه عاشورا به عنوان نمادی از دینداری مینگرد

حبیبالله بهرامی گفت:
ادبیات عاشورایی اگرچه در زیر مجموعه ادبیات آیینی قرار گرفته؛ نه تنها بر مدار دین نمیچرخد که به واقعه عاشورا به عنوان نمادی از دینداری مینگرد.
این شاعر، نویسنده و روزنامهنگار اظهار داشت: ریشه تاریخی این نوع ادبیات برخلاف ادبیات آیینی که سابقهای دیرینه دارد به حوادث کربلا میرسد اما به حوادث روز عاشورا محدود نمیشود زیرا هر چه را که پیرامون این نهضت شکل گرفته دربرمیگیرد. حتی قیامها و رخدادهای پس از عاشورا که در مسیر قیام عاشورا به وجود آمده است.
وی خاطرنشان کرد: ادبیات عاشورایی که در سال 61 هجری پس از واقعه کربلا شکل گرفت و رشد و نمو کرد اگرچه در فرهنگ شیعی جایگاه دارد؛ امروزه مناسب و درخور توجه نیست چون گاهی رنگ عاطفی و شاعرانه و نیز ادبیات محفلی به خود گرفته و در سطح باقی مانده و در فرهنگسازی ضعیف و ناتوان است و نه شورانگیز است و نه توانسته بینالمللی شود و محدود به یک دوره خاص شده است.
بهرامی تصریح کرد: به جرات می توان گفت محتشم کاشانی با به تصویر کشیدن و توصیف واقعه عاشورا و سرایش ترکیببند معروف "باز این چه شورش است..." معروفترین شاعر شعر عاشورایی از ابتدا تا زمان حال است و پس از محتشم کسی هم قد او قد علم نکرده است.
این روزنامهنگار عنوان کرد: به نظر شما آیا امروزه چنین ادبیاتی میتواند در جامعه و بین قشرهای مختلف جامعه تاثیرگذار باشد؟ مسلما خیر. چون عدهای از نویسندگان، شاعران و مداحانی که بدون گذرنامه یا داشتن شناسنامه کار به راحتی وارد حوزه ادبیات عاشورایی شدهاند از دانش و معلومات و پشتوانه قوی برخوردار نیستند و در آسمان پر ستاره قیام امام حسین (ع) تنها ابر تشنگی را دیده و میبینند.
او ادامه داد: بنابراین حاصل دانستهها و تراوشهای فکری چنین افرادی که متاسفانه زمام امور را هم در دست دارند و جا برای دیگران هم خالی هم نمیکنند و کتابهای زیادی هم با هزینه بیتالمال چاپ کرده اند که دارند در کتابفروشیها، انبارها و کتابخانهها خاک میخورند سطحی است و به عمق راه نیافته و در نتیجه مانا و تاثیرگذار نخواهد بود و تا در بر همین پاشنه بچرخد ادبیات عاشورایی و حتی آیینی ما جهانی نخواهد شد.
بهرامی خاطرنشان کرد: اما چرا ادبیات عاشورایی ما نتوانسته جایگاه خود را در جامعه باز کند و از سوی مردم جدی گرفته شود؟ در این باره میتوان گفت ادبیات عاشورایی ما در چارچوب یک بحث کامل فرهنگی ـ علمی نه از سوی دستاندرکاران، کارشناسان و صاحب نظران مطرح شده و نه به آن پرداخته شده است و بیشتر فعالیتهای صورت گرفته مقطعی و باری به هر جهت بوده که لازم است بیش از پیش ادبیات عاشورایی هم از آسیبها و آفتهایی که در طول تاریخ برایش اتفاق افتاده رهایی یابد و هم برخی از ویژگیهای این نوع ادبیات از جمله عاشورامحوری، مخاطبگرایی، حرکتهای انقلابی و ظلمستیزی مورد مداقه و پژوهش اهالی فرهنگ و ادب قرار گیرد.