نمایش پیش از صبحانه یوجین گِلَدِستون اونیل(Eugene Gladstone O'Neill) بزرگترین درام نویس آمریکایی در قرن 19 به کارگردانی عاطفه تندل در تالار آفتاب اهواز روی پرده رفت
نمایش پیش از صبحانه یوجین گِلَدِستون اونیل(Eugene Gladstone O'Neill) بزرگترین درام نویس آمریکایی در قرن 19 به کارگردانی عاطفه تندل در تالار آفتاب اهواز روی پرده رفت.
در آستانه سالروز تولد این درام نویس آمریکایی که از او به عنوان «پیامبر شکست و تراژدی» یاد می کنند، نمایشنامه پیش از صبحانه اونیل به مدت 20شب به نمایش درآمد.
نمایشنامه پیش از صبحانه نمایشی از جنس شکست و تراژدی که زندگی زنی با همسر نویسنده شکست خورده اش را روایت می کند.
اونیل به خاطر بالا بردن اعتبار تئاتر آمریکا از ریشه های بی ارزش و محدود آن به سوی هنری قابل احترام در جهان شناخته می شود و نویسندگان از جمله اسکار کارگیل و ژوزف وودکراچ او را بزرگترین و مهمترین نمایشنامه نویس آمریکایی و یکی از چند نمایشنامه نویس بزرگ جهان نامیده اند.
یوجین اونیل که در 16 اکتبر 1888در هتلی در نزدیکی تئاتر برادوی متولد شده بود به جز جایزه نوبل سال 1963 چهار بار برنده جایزه پولیتزر در رشته نمایشنامه نویسی برای نمایشنامه ها ی فراتر از افق در سال 1920، آنا کریستی به سال 1922، میان پرده ای شگفت انگیز در سال 1928 و سیر روز در شب در سال 1957دریافت کرد.
این اجرا نخستین کارگردانی عاطفه تندل در طول 16سال فعالیت این هنرمند در عرصه تئاتر است.
تندل اظهار کرد: ابتدا قصد نداشتم از این متن اجرای شهری داشته باشم و در ابتدا آن را برای دانشگاه اجرا کردم و متوجه شدم نمی توانم از این کار دست بکشم و وقتی مطالعه کردم دوباره دیدم دغدغه اجرای آن را دارم.
وی افزود: این نمایش شرایط اقتصادی زوجی جوان را روایت می کند که مرد خانواده نویسنده بوده و درآمد ناچیزی دارد؛ مرد به صورت نمادین خودکشی می کند و این روایت زوج های جوان امروز است.
تندل کاربرد موسیقی در این اجرا را در جهت ارائه موفق آن مهم دانست و گفت: در این نمایش به شخصیت زن توجه بسیاری شده است.
وی افزود: انسان ها وقتی تنها می مانند در ذهن خود در صورت تفکر مثبت فانتزی و در صورت ذهنیت بد توهم دارند و در این نمایش اجرای موسیقی به ارائه مطلوب آن کمک شایانی کرد.
تندل معانی موسیقی هایی که در این نمایش اجرا شد را نزدیک به تم اصلی داستان دانست و گفت: بسیاری از چیزها را می توان به سادگی گفت و در دل انسان ها نشست.
وی در خصوص معنای تام نمایش به مخاطبان گفت: اگر قرار است اتفاقی رخ دهد فرد نمی تواند آن را بگیرد و اتفاق خواهد افتاد.
این نمایش تنها یک بازیگر داشت که تندل در کنار بازیگری کارگردانی اثر را نیز بر عهده داشت.
پدر یوجین، جیمز اونیل یکی از محبوب ترین بازیگران تئاتر آمریکا در قرن نوزدهم بود و اونیل جوان بیشتر دوران کودکی خود را به همراهی با پدرش در تورهای نمایشی او گذراند.
پدرش بازیگر گروه های سیار نمایشی بود و به همین دلیل تمام دوران کودکی اونیل در سفر سپری شد. او در سال 1932 به خبرنگاری گفت: 'هر کودکی معمولا' خانه و کاشانه ای ثابت و به قاعده دارد، اما من از آغاز تولدم عضو یک گروه سیار نمایشی بودم و فقط بازیگران و صحنه نمایش را دیده بودم و مادرم یا پشت صحنه یا در رختکن به من شیر می داد'.
در میان نمایشنامه نویسان جهان شاید آثار هیچ کدام به اندازه یوجین اونیل حدیث نفس و شبیه به زندگی واقعی او نباشد. او در تمام آثارش به شکل مستقیم و غیر مستقیم تجربه های زندگی اش را در قالب نمایشنامه هایی طرح ریزی است.
از زندگی اش در کشتی به عنوان یک ملوان که منجر به خلق آثاری مانند گوریل پشمالو، روغن نهنگ، در منطقه جنگی، سفر دور و دراز به وطن و ... شده تا سفر به هندوراس در جست وجوی طلا که به شکلی غیر مستقیم خود را در نمایشنامه ای چون امپراطور جونز نشان می دهد.
از اقامتش در مهمان خانه های محقر اسکله ها که در آثاری چون مرد یخی می آید و آنا گریستی بازتاب می یابد تا از دست دادن کودکش که در نمایشنامه نخستین آدم آمده است، همه و همه بازتاب وقایع و تجربیات راستین اونیل است.
اما از میان تمام این آثار سیر روز در شب به شکلی تمام عیار تمام زندگی نامه اونیل را در برمی گیرد و ما می توانیم بیوگرافی کاملی از اونیل و خانواده اش را در این نمایشنامه باز یابیم.
واقعیت و تجربه واقعی یکی از دستمایه های اصلی اونیل در خلق آثارش است. اغلب کاراکترهای او برگرفته از شخصیت های واقعی هستند. از خود او و خانواده اش گرفته تا دوستانی که در طی تجربه های مختلف با آن ها سر و کار داشته و می توان رد پاهای این شخصیت ها را به راحتی در زندگی نامه وی پی گرفت.
و شاید یکی از دلایل عمده شخصیت پردازی های خوب اونیل در همین نکته نهفته باشد، شخصیت هایی زنده، محکم و دارای هویت و شاید به همین دلیل منتقدان بخش عمده آثار اونیل را در حوزه رئالیسم و حتی ناتورالیسم طبقه بندی می کنند.
در سوم دسامبر 1953، بزرگ ترین درام نویس آمریکایی با تابوتی ساده به خاک سپرده شد. در آن آیین تنها همسر، پزشک و پرستارش حضور داشتند. خواست متوفی چنین بود که هیچ گونه آیینی اجرا نشود. در کنار گور هیچ دعایی یا سرودی خوانده نشد و هیچ کس به هنگام خاکسپاری سخنی نگفت.