تاریخ انتشار: ۲۹ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۲
کد خبر: ۱۰۱۷۴۷
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

«چمران»؛ قهرمانی که جنگ را برای صلح بر‌می‌گزیند

رویارویی با آدم‌هایی که در حافظه‌ تاریخی مخاطبان شکل گرفته‌اند چندان هیجان‌آفرین و رغبت‌بخش نیست خاصه آن که این شخصیت بر اساس باورهای عمومی و القای رسانه‌ای از آن چنان تمایزی برخوردار شده باشد که نتوان به دوباره‌آفرینی آن دل خوش داشت
ارمغان بهداروند معتقد است: رویارویی با آدم‌هایی که در حافظه‌ تاریخی مخاطبان شکل گرفته‌اند چندان هیجان‌آفرین و رغبت‌بخش نیست خاصه آن که این شخصیت بر اساس باورهای عمومی و القای رسانه‌ای از آن چنان تمایزی برخوردار شده باشد که نتوان به دوباره‌آفرینی آن دل خوش داشت.

مدیر عامل انجمن هنرهای نمایشی ایران اظهار داشت: از این روی در این رویارویی روایتی کارکرد دارد که بتواند شکلی دیگرگونه از شخصیت را که به واسطه‌ عبور زمان قابل ابراز باشد تعریف کند.

«چمران»؛ قهرمانی که جنگ را برای صلح بر‌می‌گزیند

وی ادامه داد: رویارویی با «چمران» نمایش «تکه‌های سنگین سرب» از چنین تعریفی برخوردار است. نگاه غالب بر این شخصیت در همه‌ این سال‌ها منتج به آفرینش شخصیتی شده که همه‌ خصلت‌های انسانی و فراتر او را در پس جامه‌ چریکی چمران پوشش داده است. انسان معاصری که با ممارست در درک روزگار خویش به دریافت‌هایی متمایز و کنش‌هایی منحصر به فرد وقوف پیدا کرده بود اما نقش سزاوار او در موقعیت‌هایی از چرخه‌ تثبیت انقلاب که ناگزیر وجه نظامی او را بیشتر نمایان می‌ساخت فرصت مواجهه با دیگر مولفه‌های شخصیتی او را ناممکن نمود.

بهداروند بیان کرد: «ایوب آقاخانی» با زمان‌آگاهی لازم به بخشی مغفول مانده از زندگی دکتر چمران پرداخته است که در مسیر روایت آن می‌توان به تصویری از دوران دانشجویی او در آمریکا، اتفاقات خانوادگی، اقامت او در لبنان و رونمایی از تصمیم‌هایی سخت که جانمایه‌ شخصیت چمران را مشتمل می‌شود برخورد کرد. در خلال داستانی که از زبان بازیگر زن این نمایش روایت می‌شود به تدریج زوایای نامکشوفی از زندگی چمران روشن می‌گردد که متأثر از قرار گرفتن او در موقعیت‌های رفتاری متفاوتی است که هر انسانی در چنین مواجهه‌ای کنشی خاص ابراز می‌کند.

این شاعر خاطرنشان کرد: آن چه که به وضوح در این متن بر آن اصرار می‌شود شباهت ناگزیر چمران به دیگر آدم‌ها در عین تفرد و یگانگی او است. چمران هم در برون‌تاب زندگی خویش چهره‌ای چریکی دارد و هم در درون‌تاب زندگی خویش بنا به آن چه ایوب آقاخانی به نمایش گذاشته است رویکردی چریکی دارد. چمران ایوب در همه‌ نمایش جامه‌ چریکی بر تن دارد. تفکری که بنا به تعمیق آن در گوهره‌ چمران در وضعیت‌هایی هم چون بازگشت خانواده‌اش به آمریکا آگاهی از غرق شدن فرزند خردسالش در استخر و بازگشت او به کردستان متجلی می‌گردد و بر هویت و اصالت این تفکر اصرار می‌کند؛ دستاوردی که به تمامی از آن چمران نیست و دیگران نیز به سهم و نوبت خویش در آن شریک بوده‌اند اما در متن ایوب آقاخانی هم چون دیگر تراژدی‌های امروزین تکیه بر فردیت قهرمان داستان است و بر این اساس یگانگی او در صحنه‌ پایانی نمایش شاید یادآور این نکته باشد.

مدیر عامل انجمن هنرهای نمایشی ایران اظهار داشت: به هر حال چمران ایوب نه به تمامی نماینده جامعه‌ روزگار خویش است و نه شخصیتی یگانه که مناسبات اجتماعی در پیکره‌ ذهنی او بی‌اثر باشد. چمران قهرمانی است که به شیوه‌ای هنرمندانه در روزگار خویش متجلی می‌گردد.

بهداروند افزود: در صحنه‌ی اجرای این نمایش اگر چه حس غالب بر اثر مرکزیت جعبه‌های مهمات و پوشش نظامی چمران حسی نظامی است اما آرامش شخصیت‌ها و القای عواطف هر دو سوی داستان به یکدیگر به واسطه‌ لحن و لهجه‌ بازیگر زن و ادبیت کلام چمران آن سنگر نظامی را به صحنه در صحنه‌ای برای عشق‌ورزی قهرمان داستان بدل می‌کند؛ قهرمانی که جنگ را نه برای جنگ که برای «صلح» بر‌می‌گزیند.
مرجع / ایسنا
captcha
آخرین اخبار