سینما از دیرباز علاقهمندان خاص خود را دارد و هر روز نیز بر تعداد این شیفتگان عاشق سینما افزوده میشود شاید یکی از دلایل علاقه هر چه بیشتر مخاطبان به این هنر بیپرده دیدن موضوعاتی است که در پیرامونشان وجود دارد و میتوانند بازتابی از افکار، رفتارها و مسایل خصوصی خودشان را که خود قادر به بیان کردنش نیستند در قالب تصویر و صدا ببینند.
نکته این جا است که نشان دادن بیپرده مسایل همیشه برای یک سازنده فیلم سهل الوصول نیست چون سینما در هر مرز و بومی خطوط قرمز مخصوص به خودش را دارد خطوطی که بر اساس مسایل اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و قوانین آن کشور تعیین شدهاند و تخطی از آنها مساوی است با ممنوعالکار شدن یک تولید کننده اثر هنری.
خط قرمز؛ این موضوعی است که ما سعی کردیم در روز سینما آن را با کارگردانان و بازیگران سینمای ایران در میان بگذاریم. بعضی از فعالان سینمایی کشور آن چنان از این موضوع که به عقیده آنان موضوع جدیدی هم نیست دل پری داشتند که حتی حاضر به مصاحبه نشدند و ابراز کردند که حتی گفتوگو درباره این مساله برای آنها قطعا دردسرساز خواهد شد.
در هر صورت خطوط قرمز موضوعی است که وجود دارد و نمیتوان آن را انکار کرد. اما این که دقیقا چه هستند و از کجا آمدهاند و اصلا تعریفشان در سینمای ما چیست هنوز واضح و مبرهن نشده است. در پی این سوال به سراغ چند تن از هنرمندان کشور رفتیم.
هنوز گيجام و نمیدانم جايم کجا است؟
احمد نجفي، بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون، درباره محدودیتها و خطوط قرمز سینمای ایران گفت: من بعد از 35 سال هنوز گيجم و دليل آن تغييرات مديريتي بسيار زياد است. همه چیز بر اساس علايق، نگاهها و سليقههاي شخصي است. هر مديري ميآيد مناسبتها و خطوط قرمز را يک چيز تعريف ميکند. مدير بعدي که ميآيد ميگويد هر که اينها را گفته ديوانه است و من ميگوييم چه درست است و چه غلط!
او بیان کرد: هيچ کسي در اين مملکت راجع به خطوط قرمز هيچ چيز نميداند به ويژه در زمينه بازي و روابط اجتماعي فعالان سينما. در واقع من به عنوان يک سينمايي هنوز نميدانم جايم کجا است. آيا در بخش فرهنگي هستم؟ در بخش صنعت هستم؟ کجا قرار دارم؟ هيچ تعريف درستي وجود ندارد. تعريف و نگاهها مشخص نيستند. هيچ کسی تعريفي از خطوط قرمز ندارد. هر کسي ميداند بگويد. من دستهايش را ميبوسم.
این بازیگر سینما تصریح کرد: خطوط قرمز سینمای ما سليقهاياند. عدهاي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشستهاند که مثلا از من خوششان نميآيد و اين يعني تمام. البته اين اتفاق براي من واقعا افتاده است و به خاطر آن يک سال و نيم ممنوع الکار بودم و هر چه ميپرسيدم علت چيست فقط ميگفتند همين است که ميبيني. تازه عدهاي ميگفتند "ممنوع الفرهنگ" نيز هستم. يعني حق خواندن روزنامه هم ندارم .
نجفی با بیان این که هيچ کسي هيچ تعريف خاصي از وضعيت سينما و خطوط قرمز آن ندارد ادامه داد: ما در مملکتي هستيم که يک سري چيزها را بايد رعايت کنيم. در حال حاضر بايد يک جايگاه براي خودمان تعريف کنيم چون به اميد نشستن مديران به هيچ جا نمیرسيم. من مقصودم بياحترامي به مديران نيست بلکه نگاهشان را نميپذیرم؛ نگاهي که نه تنها کارشناسانه نيست حتي خيرخواهانه هم نيست.
او اضافه کرد: اين يک واقعيت بسيار مشخص است. متاسفانه هر سال هر کسي ميآيد يا چيزي کم ميکند يا چيزي زياد. حال يک عده از افراد سينما با شطينت و ندانمکاري به اين قضيه دامن ميزنند. اين قضيه هميشه بوده و خواهد بود تا اين که روشن شود کجاي کار قرار داريم. به طور کلي ما در مملکتي زندگي و کار ميکنيم که نام جمهوري اسلامي دارد و بايد مسايل اخلاقي را رعايت کنيم و کاري هم نميشود کرد. بايد بدانيم در کجا قرار داريم.
این بازیگر سینما و تلویزیون اظهار داشت: من از اين جا شما را قسم ميدهم به جان پدرتان و به روح کساني که دوست داريد و به خاطر انقلاب اين قدر بحث فرهنگي نکنيد و حرف فرهنگي نزنيد. ديگر خسته شدم. من يکي خسته شدم از اين همه فرهنگ، فرهنگ گفتنها خسته شدم.
او افزود: با ما که اهل فرهنگ هستيم با بيفرهنگي برخورد ميشود. با مردم چه ميکنند؟ فرهنگ حرمتي دارد که بايد آن را نگه داريم. در غير اين صورت به صراحت عرض ميکنم که هيچ مديري نه فقط از اول انقلاب و قبل از انقلاب بلکه از زمان قاجاريه به ما هنرمندان خوب نگاه نميکرده است. يا ما را مطرب نگاه ميکنند يا ديوانگاني که وقتشان را ميگيريم. اگر ميخواهند اين حرف را رد کنند حاضرم رو در رو در تلويزيون مصاحبه کنم و مصداق به مصداق آن را عرض کنم.
نجفی توضیح داد: متاسفانه مديران ما خودشان هم نميدانند فرهنگ سينما يک فرهنگ است فرهنگ تتاتر یک نوع ديگر فرهنگ و فرهنگ رسانه نوعي ديگر. فرهنگ سينما را که نميشود با فرهنگ ترافيک یکی دانست!
او اظهار کرد: تنها لطفي که در بخش فرهنگی وجود دارد حضور مردم عادي طبقه متوسط رو به پايين هستند. دانش، شعور و احترامي که اين طبقه به اهالي فرهنگ ميگذارند هيچ کسي نميگذارد. اگر قرار است به کسي گوش دهيم همين طبقات هستند. اين مردم عادي هستند که بليط ميخرند و سینما ميروند. کساني که وقتي آنها را ميبينم دلمان باز ميشود.
تعریف دقیقی از خطوط قرمز وجود ندارد
همچنین رضا سبحاني، فیلمساز، بیان کرد: در يک تعريف کلي هر جامعهاي متناسب با فرهنگ و ارزشهايش خطوط و صافيهايي براي خود دارد. کشور ما به خاطر ويژگيها و ارزشهاي خاص خود طبعا صافيهايش متفاوت است. هر چند که در اين خصوص تعريف روشن و دقيقي از آن نشده است و بخشي از مديران دغدغهها و سليقه شخصي خود را به آن تعميم ميدهند که کار را براي هنرمند مشکل ميسازد.
او ادامه داد: به هر جهت من معتقدم که صافيها نبايد آن چنان باشد که باعث از بين رفتن باورپذيري اثر هنري و ارزشهاي آن شود. ضمن اين که در اين باره هنرمندان ما چارچوبها را رعايت کردهاند.
این کارگردان تصریح کرد: در کل تعريف مشخصي برای خط قرمزها وجود ندارد. اگر تعريف دقيقي وجود نداشته باشد هنرمند نميداند چه کند و سليقههاي شخصي خودشان را خطوط قرمز نشان ميدهند. هر مديري که ميآيد تعاريف متفاوتي را با خودش ميآورد. همين باعث بلاتکليقي سازندگان و هنرمندان ميشود.
او اظهار کرد: اگر چارچوب مشخص وجود داشته باشد سلیقه شخصي امکان ورود پيدا نميکند. سياستگذاران و قانونگذاران فرهنگي باید با مشورت به يک نقطه واحد در تعريف خطوط قرمز برسند.
سبحانی افزود: هنرمندان ما قواعد را رعايت ميکنند. بخشي از ارزشها مشخص و تثبيت شده هستند و هنرمندان ما نيز براي آنها احترام قايلاند. در موارد ديگر ما دچار چند جنبهنگري هستيم و هر کسي تعاريف شخصي خودش را دارد.
سينمای ما به بیراهه رفته است
در ادامه میکاییل شهرستانی، بازیگر و کارگردان سینما و تئاتر، بیان کرد: من فيلمساز هستم و دلم ميخواهد در اين عرصه چه در زمينه بازيگري و چه توليد و ساخت جديتر از گذشته فعاليت کنم.
وی افزود: به عقيده من امکان فعاليت در حوزه تهيه فيلم، سرمايهگذاري، توليد و مهمتر از همه پخش براي افراد مستقل بسيار کم است. در مقطع فعلي ميتوان کاري را سرنگون و نابود و کاري ديگر را با شيوههايي مطرح کرد.
این کارگردان گفت: بايد براي جامعه رو به رشد اين امکان فراهم شود تا فيلمسازان آن چه در ذهنشان ميگذرد را بتوانند بسازند نه آن چه که به آنها گفته ميشود. به نظر من قوانيني در کشور ما وجود دارد که در دورههايي کمرنگتر و در دورههاي ديگر پررنگتر ميشوند.
وی تصریح کرد: در حال حاضر من براي ساخت فيلمم به صورت شخصي هزينه کردهام و همچنان به دنبال يک سرمايهگذار ميگردم. هزينههاي ساخت فيلم بسيار زياد است. اين در حالي است که براي بسياري از سريالها هزينههاي نجومي و عجيب و غريب صرف ميشود.
شهرستانی خاطرنشان کرد: در چند سال اخير به خاطر وجود سوءمديريتها مسير سينماي ما به بيراهه رفته است و همه پديدههاي فرهنگي اعم از موسيقي، تئاتر، سينما و ... لطمه خوردهاند. جبران اين لطمه بسيار سخت و زمانبر است.
او اضافه کرد: تحولاتي در ظاهر قرار است اتفاق بيفتد. اميدوارم که اين تحولات در باطن هم ديده شوند و تاثير آن را به شکل ملموس و مشخص ببينيم.
كدام خط قرمز؟
محمودرضا ثانی، کارگردان و بازیگر، هم درباره خط قرمزها و محدودیتهای سینمای ایران عنوان کرد: كدام خط قرمز؟ بايدها ونبايدها بايد در جايي تعريف شده باشند اما ما عملا ميبينيم كه در هر دوره به فراخور اوضاع سياسي و اجتماعي آن مقطع زماني محدوديتهايي وجود داشته كه مانع از مثلا اكران فيلمي در آن مقطع زماني شده و در مقطع زماني ديگر و در شرايط سياسي ديگر تغيير يافته است.
وی افزود: نميتوان گفت خط قرمزي مشخص وجود داشته باشد. واضح است ما در لغت دچار سوءتفاهم هستيم. به عنوان مثال همين خط قرمزي كه اصطلاحا باب شده است را من نميفهمم يعني چه؟ واضح است زماني كه من ميخواهم در ايران براي عامه مردم فيلم بسازم مىدانم چه محدوديتهايي براي عرضه آن براي عموم وجود دارد و اين ربطي به كسي ندارد و من اتوماتيکوار ميدانم كه مثلا نميشود باورها و اعتقادات مذهبي را به تمسخر گرفت و يا به آنها توهين كرد.
این کارگردان سینما توضیح داد: شايد بتوان گفت خطوط قرمز مسايلي از اين دست باشند و اين با طرح مسايلي انتقادي بسيار متفاوت است. مثلا شما ميتوانيد فيلمي انتقادي درباره محيط زيست و يا روابط اجتماعي و يا حتي سياسي بسازيد. در طول همه اين سالها ديدهايم كه فيلمهايي از اين دست بسيار ساخته شده و جريانساز نیز بوده است.