تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۴۰۴ - ۲۳:۱۴
کد خبر: ۳۲۲۸۰۳
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

اختراع جوان ایرانی، نفس بیمارستان‌ها را برگرداند

در روزهایی که نفسِ بیمارستان‌ها در ازدحام بیماران و افت فشار اکسیژن به شماره افتاده بود، یک جوان ایرانی با تکیه بر سال‌ها تجربه در حوزه تجهیزات پزشکی، راه‌حلی خلق کرد که جریان نفس را دوباره به مسیر درمان برگرداند.
  بادِ خنک آبان، درختان کنار بیمارستان را کمی خم کرده بود؛ نسیمی که همیشه با خودش خبرهای ریز و درشت می‌آورد. اما امروز در اتاقی کوچک، جایی میان کابل‌ها و صفحه‌نمایش‌ها، خبری بزرگ‌تر از یک نسیم در حال شکل گرفتن بود؛ خبری که شاید هیچ‌کس آن روز نمی‌دانست بعدها قرار است آرامشِ نفسِ بیماران یک کشور را تضمین کند. نقطه آغاز این روایت، دکتر محسن بِگل است؛ جوان خوزستانی که سال‌هاست میان سیم‌ها، دستگاه‌ها و معادلات پزشکی، دنبال یک چیز می‌گردد: راهی برای کم‌کردن درد بیماران و دغدغه کادر درمان.۱۶ سال فعالیت در حوزه تجهیزات پزشکی برای خیلی‌ها یعنی تجربه، رزومه و تخصص؛ اما برای دکتر مسلم بگل یعنی یک انبار بزرگ از سؤال‌ها. او که کارشناسی و کارشناسی‌ارشد مهندسی پزشکی و دکترای مدیریت کسب‌وکار دارد و فناور علوم پزشکی دزفول است، با ونتیلاتورهایی روبه‌رو بود که باید نفس بیماران را تنظیم کنند، با خطوط لوله‌ای که گازهای حیاتی بیمارستان را منتقل می‌کنند و با دستگاه‌هایی که گاهی یک خطای کوچکشان می‌تواند روند درمان را تغییر دهد.سال‌ها قبل از کرونا، دغدغه‌ای در ذهنش شکل گرفته بود؛ چطور می‌شود مطمئن شد اکسیژنی که به بیمار می‌رسد واقعا همان اکسیژنی است که باید باشد؟این پرسش شاید ساده به نظر برسد اما پاسخ آن اصلا ساده نبود. اکسیژن با چشم دیده نمی‌شود، بو ندارد و تشخیص خلوص آن بدون ابزار دقیق امکان‌پذیر نیست. در بسیاری از بیمارستان‌ها سال‌ها این موضوع تصور نمی‌شد که ممکن است اکسیژن تحویلی، خلوص استاندارد نداشته باشد. اما تجربه‌ها چیز دیگری می‌گفت.

روزهایی که کرونا به ایران رسید

با آمدن کرونا، این دغدغه از یک پرسش فنی، به یک زخم واقعی تبدیل شد. بیمارستان‌هایی که مملو از بیماران بدحال بودند و ونتیلاتورهایی که بی‌وقفه کار می‌کردند، بیش از همیشه نیاز داشتند بدانند هر درصد اکسیژنی که وارد ریه بیماران می‌شود، چقدر واقعی و استاندارد است.در همان روزها بود که مسلم بگل و تیمش تولید ماسک‌های سه‌بعدی و N95 را آغاز کردند؛ چون نیاز جامعه بود. اما ذهن او جایی میان اتاق‌های آی‌سی‌یو مانده بود؛ همان‌جایی که پزشکان گاهی می‌گفتند: اکسیژن وصل است، اما بیمار تغییر نمی‌کند. چرا؟پاسخ، هرچند تلخ، اما شفاف بود. در برخی خطوط لوله، آنچه به بیمار می‌رسید، اکسیژن استاندارد نبود. گاهی ۴۰ درصد، گاهی ۵۰ درصد؛ بحران در جایی که باید بالای ۹۲ درصد می‌بود.

از دل بحران، ایده متولد شد

مسلم بگل بعدها می‌گوید: دردهای مردم همیشه ایده‌ها را می‌سازند. اگر دردی نباشد، آدم نمی‌فهمد باید کجا کاری انجام دهد.درد این بار این بود، نداشتن ابزار قابل اعتماد برای سنجش خلوص اکسیژن در بخش‌های مختلف بیمارستان.تیم او اولین دستگاه قابل حمل سنجش خلوص اکسیژن را ساخت. تجهیزاتی که تاسیسات و مهندسان پزشکی می‌توانستند با آن از اورژانس تا اتاق عمل قدم بزنند و درصد اکسیژن را بسنجند.اما حمل دستگاه در همه بخش‌ها، زمان‌بر و پرزحمت بود. بیمارستان‌ها بزرگ‌اند و هر خطا، هر دقیقه تأخیر، می‌تواند مسیر درمان را متأثر کند.اینجا بود که ایده دوم شکل گرفت. دستگاهی که ۲۴ ساعته نَفَس بیمارستان را می‌شنود، دستگاهی به اسم اُکسان‌پُرو.مسلم و تیمش دستگاه دوم را طراحی کردند؛ دستگاهی که تنها اندازه‌گیری نمی‌کرد، بلکه به اینترنت وصل می‌شد، اطلاعات خلوص اکسیژن را لحظه‌ای جمع‌آوری می‌کرد، داده‌ها را روی سرور ارسال می‌کرد و مهندسان پزشکی بیمارستان می‌توانستند دقیقاً همان لحظه روی گوشی خود ببینند که خلوص اکسیژن در بخش‌های مختلف چقدر است.حالا اگر خلوص اکسیژن در اتاق عمل افت می‌کرد، دستگاه زنگ می‌زد. اگر در ICU مشکلی پیش می‌آمد، پیام می‌آمد. اگر در هر بخشی اخلالی دیده می‌شد، سیستم هشدار فوری فعال می‌شد.این تکنولوژی، یک تحول بود. چون برای اولین‌بار خلوص اکسیژن به‌طور آنلاین و با شبکه هوشمند بیمارستان پایش می‌شود.

وقتی تکنولوژی به اتاق‌های بیمارستان قدم گذاشت

بیمارستان ساسان تهران جایی بود که شبکه هوشمند پایش اکسیژن به‌طور کامل در آن اجرا شد؛ از اورژانس تا اتاق عمل، همه‌چیز به‌هم متصل بود.مهندسان پزشکی اولین بار فهمیدند چقدر خطاهای خاموش می‌تواند روی روند درمان تأثیر بگذارد.گزارش‌های اولیه، پزشکان را شگفت‌زده کرد.مدت‌ها بعضی درمان‌ها جواب نمی‌داد، چون اکسیژن استاندارد نبود نه دارو، نه تشخیص و نه روش درمانی اشتباه. این بار، فناوری مشکل را آشکار کرده و حالا ۲۰۰ مرکز کشور به آن مجهز هستند. مسلم بگل وقتی دید این پایش می‌تواند یک بحران قدیمی را حل کند، یک سؤال مهم دیگر پرسید: چطور می‌شود این سیستم هوشمندتر شود و ایده بزرگ‌تر متولد شد، گفتگو با تجهیزات پزشکی.این دیگر یک رویا نبود. وقتی داده‌ها در اینترنت قرار داشت، چرا یک هوش مصنوعی نتواند آن را تحلیل کند؟چرا دستگاه نتواند خودش بگوید چه مشکلی دارد؟چرا کاربر نتواند از دستگاه بپرسد چه اتفاقی افتاده؟

ورود هوش مصنوعی

برای ساخت یک هوش مصنوعی که بفهمد خلوص اکسیژن چیست، تفاوت ۴۰ درصد و ۹۰ درصد چیست و چه تبعات درمانی دارد، تیم مسلم بگل باید به آن دانش می‌داد.بنابراین ۱۱ هزار صفحه کتاب تخصصی، منابع علمی در حوزه گازهای طبی، آموزش‌های مربوط به دستگاه‌های تنفسی و استانداردهای جهانی تجهیزات بیمارستانی همه وارد سیستم شد.هوش مصنوعی شروع به یادگیری کرد و بعد از مدتی توانست تشخیص دهد افت خلوص خطرناک است یا خیر، خرابی دستگاه‌های تولید اکسیژن را پیش‌بینی کند، رفتار شبکه گازهای طبی بیمارستان را تحلیل کند و حتی برای کاربر گزارش تک‌خطی یا مفصل آماده کند.

همکاری به نام ربات تلگرامی

اینجا بود که تیم، یک ربات تلگرام ساخت؛رباتی که کاربر می‌تواند به آن سلام کند و بپرسد:–وضع اتاق عمل چطور است؟– امروز اتفاق نگران‌کننده‌ای افتاده؟– اگر مشکلی دیدی، به من خبر بده.و ربات پاسخ می‌دهد.این سیستم نه‌تنها یک نوآوری در ایران، بلکه یک جهش در سطح جهانی بود.به همین دلیل، این طرح در جشنواره ایران مد توانست جایزه برترین دستاورد هوش مصنوعی در حوزه پزشکی را دریافت کند.

آینده‌ای که در راه است

حالا تیم دکتر بگل روی رؤیای بزرگ‌تری کار می‌کند. دنیایی که در آن پزشک با دستگاه MRI حرف بزند، تکنسین با CT-Scan گفتگو کند، دستگاه ونتیلاتور خودش توضیح بدهد چه مشکلی دارد و همه داده‌ها در یک مرکز هوشمند تحلیل شودچشم‌انداز این پروژه تنها پایش اکسیژن نیست بلکه ساخت نخستین سامانه هوشمند مدیریت تجهیزات پزشکی ایران است. سامانه‌ای که می‌تواند بیمارستان‌ها را از خطاهای خاموش نجات دهد.اما اکسان‌پرو پایان کارِ بگل و تیمش نبود و درد بیماران شد محرکی برای آغاز داستانی دیگر.

خلائی که وزن درد را چند برابر می‌کرد

وقتی درباره فشار کاف لوله‌های تنفسی حرف می‌زند، نگاهش جدی می‌شود. کاف همان بادکنک کوچکی است که انتهای لوله ونتیلاتور قرار دارد؛ چیزی با ظاهر ساده اما حیاتی. وظیفه‌اش این است که هوا را بدون نشتی از دستگاه به ریه بیمار برساند. اما این قطعه کوچک، اگر بیش از حد باد شود، زخم‌هایی در گلو ایجاد می‌کند که گاه هفته‌ها و ماه‌ها بیمار را آزار می‌دهد.در بررسی‌ها با دستگاه‌های سنجش، اعدادی دیده شد که باورش سخت بود؛ فشارهایی سه و چهار برابر حد استاندارد؛ اعدادی ۸۰ و ۹۰ سانتی‌متر آب، آن هم جایی که باید روی ۲۵ ثابت می‌ماند. پرستاران متعجب می‌شدند، چون سال‌ها با سرنگ این فشار را تنظیم می‌کردند و تصور نمی‌کردند که این مقدار باد می‌تواند چنین فشاری ایجاد کند.همان‌جا بود که مهم‌ترین سؤال شکل گرفت.چرا دستگاهی برای اندازه‌گیری دقیق این فشار وجود ندارد؟ این سؤال ساده، تبدیل شد به جرقه تولد یکی از مهم‌ترین محصولات فناوری پزشکی سال‌های اخیر.

جوانانی که خواستند درد کمتر باشد

گروهی از دانشجویان و مهندسان جوان گرد هم آمدند؛ جوانانی که بیشترشان تمام دوران کرونا را در بیمارستان گذرانده بودند. شب‌های طولانی با پرستاران بودند، با صدای ونتیلاتورها آشنا شدند و دیدند که چطور یک اشتباه کوچک انسانی، بیمار را در مسیر عوارض سنگین قرار می‌دهد.نتیجه ماه‌ها تحقیق و کار شبانه‌روزی، دستگاهی بود که نامش را اِسمارت کاف گذاشتند.دستگاهی که نه‌تنها فشار کاف را اندازه می‌گیرد، بلکه به‌صورت خودکار آن را تنظیم و تثبیت می‌کند. دیگر نیازی به حدس‌زدن یا تنظیم دستی نبود. هر پرستار تنها کافی است دستگاه را وصل کند و اسمارت کاف خودش استاندارد فشار را اعمال می‌کند.اما چرا این داستان مهم است؟ جواب ساده است چون روایت یک جوان خوزستانی و ایرانی است که به‌جای کنارآمدن با مشکلات، به قلب آن زد؛ به‌جای گفتن نمی‌شود، پرسید چطور می‌شود؟ و در اوج بحران کرونا، از دل یک تهدید بزرگ، فرصت ساختاین قصه روایت یک افتخار ملی است؛روایت دکتر مسلم بگل و تیمی که نشان دادند وقتی یک ایده درست با پشتکار و علم همراه شود، می‌تواند نفس یک بیمارستان را نجات دهد و حتی مسیر درمان یک کشور را تغییر دهد.

غرور ساختن در سختی راه

اما هر افتخاری داستانی پشت پرده دارد و این یکی، پر از چالش‌های اداری و مجوزهایی است که ماه‌ها و سال‌ها زمان می‌برد. اسمارت‌کاف، بیش از دو سال است که تمام تأییدیه‌های لازم را گرفته، اما هنوز اجازه عرضه ندارد. نه به‌خاطر کیفیت، نه به‌خاطر نقص فنی؛ بلکه فقط به‌دلیل روندهای طولانی و قوانین قدیمی.بگل می‌گوید: زمانی که یک واردکننده ظرف دو ماه محصولش را ثبت می‌کند، تولیدکننده داخلی باید یک سال در صف بماند که این عدالت نیست. این درد مشترک بسیاری از شرکت‌های دانش‌بنیان است.مشکل دیگر، پروانه بهره‌برداری صنعتی است. طبق قانون، اگر یک شرکت در یک محل پروانه بگیرد، شرکت دوم و سوم که در همان فضا فعالیت می‌کنند، امکان دریافت پروانه ندارند. نتیجه؟چندین کسب‌وکار خلاق و فعال، باید یا تعطیل شوند یا مهاجرت کنند.و این همان جایی است که جوان ایرانی، به‌جای تشویق، ناچار می‌شود با سدهای سخت‌گیرانه مقابله کند.

این قصه ادامه دارد

در روزگاری که برخی از استعدادهای ایرانی رؤیای مهاجرت دارند، این تیم راه دیگری انتخاب کرد.بگل می‌گوید: هیچ‌وقت دلم نمی‌خواست توانمندی جوان ایرانی در خاکی غیر از خاک این سرزمین افتخارآفرینی کند. ما مدیون این سرزمین و آب و خاکیم.کارخانه‌شان شاید در نگاه اول ساده باشد؛ ساختمانی سه‌طبقه و یک سوله در شهرک صنعتی شماره یک دزفول اما در دل همین فضا، جوانانی ایستاده‌اند که لابه‌لای سیم‌ها و بردها، آینده پزشکی ایران را می‌نویسند.خط تولید با کمترین امکانات شکل گرفته است. کارگران و مهندسان جوان کنار هم کار می‌کنند و هر بار که دستگاهی روشن می‌شود، انگار جانی دوباره به امیدشان داده می‌شود.روایت مسلم بگل روایت نسلی است که در سخت‌ترین روزهای کشور، ایستاد و گفت: توانستن انتخاب ما نیست رسالت ما جوانان ایرانی است.
مرجع / فـارس
:
:
:
آخرین اخبار