مهدی افشار: وقتی برای همدردی و دلجویی با ابوی بزرگوار «حیدری»ها که شهادت می دهم عمری
را در فضای رسانه و خبر و فرهنگ،قلم و قدم زده است و این روزها داغدار از
دست رفتن مصطفایش خون از مژگان می چکاند به مراسم تشییع رفتم.شوربختانه
دریافتم که در حادثه تلخی که حوصله ذهنم یارای بیان مو به مویش را
ندارد؛قاتل خاموش و سرگردان این روزهای جامعه بی تدبیر ما؛جان چهار جوان
بسیجی را ستانده است.
این را بهتر می شد فهمید وقتی مادران و خواهران سیاه پوش هم تبار را می
دیدی که چگونه اشک ماتم؛سُرمه دیده می کنند و تصاویر نوگلانشان را به سینه
غمناک می فشارند.
این را بهتر می شد فهمید وقتی پدران و برادران تکیده از عمق فاجعه،حیرت زده
از حقیقتی که می بایست نیوشانند را می دیدی که حیران و سردرگمند چگونه
بارکش این غمناک حادثه باشند و با چه ظرفیتی از صبر و بردباری و چه میزان
از استقامت می باید و بایستی جدایی دلبندان جوانشان را به خود قبولانند.
در این میانه انچه بر حیرتم افزود.حضور برخی مسئولین بود که علی القاعده و
اصول اگر بر مدار پرسشگری و پاسخگویی بودیم می بایست برای وقوع چنین حادثه
ای به محاکمه کشیده می شدند اما اینک بر صدر می نشینند و جهت قدم رنجه
نمودن مورد تکریم واقع می شوند!
امان از نجابت این مردمان که گویا حد یقفی ندارد!امان!
پرسش هایی که ذهنم و ذهنمان را به خود مشغول کرده به وقت دیگری وامی
گذارم.اما اگر می خواهیم دغدار چنین نخبگانی نباشیم ایا نباید اصول و قاعده
ای برای سفرهای زیارتی عزیزانمان تنظیم کنیم.به عنوان مثال عزیزانمان
بدانند که نباید در محل های اقامتی که فاقد مجوز های لازم از اداره اماکن
است سکنی نگزینند و یا اینکه از حداقل استانداردهای لازم جهت اقامت مطلع
باشند!این ناآگاهی البته نافی مسئولیت مسئولین صاحب قدر و درجه نخواهد
بود!آنها در این زمینه مسئولیت داشتند!اگر نمی توانند بودجه و اعتبار مشخصی
را برای عزیزانمان جهت انجام ایمن و سلامت چنین سفرهایی مهیا کنند یا از
انجام این سفرها جلوگیری کنند و یا با شجاعت این نداشتن اعتبار و بودجه را
به خانواده ها اطلاع دهند که آنها در صورت راست گویی و شفافیت مسئولین
حاضرند هر هزینه ای را برای حفظ سلامت فرزندان و عزیزانشان بپردازند!آخر
چرا توبه فرمایان...