من در سنگر هستم عمق غربت و اوج عزت؛ در این تنهایی در این خانه جدید، با خود، با خدا و با شهداء سخن میگويم. سنگر من در کنار رودخانه کرخه است، سوز دل و آرامش قلب، خوف و رجاء، وقتی به آب مینگرم به یاد سنگرهای در کنار کارون میافتم، با خود میگويم: آن برادرانم که در خونین شهر میجنگند در چه حالند و نگران آنانم.
خدایا آن برادرانم که در فارسیات و دارخوين در سنگرند در چه حالاند؟ اینجا دشت آزادگان است، من در سنگر هستم در کنار کرخه. دشمن در آن طرف رودخانه شهر را میکوبد و وحشیانه جنایت میکند. هزارمتر جلوتر کانالی هست که دوستم، عزیزم، منصور به شهادت رسید. شاید هنوز خون پاکش و جای آرپیجی او که بر زمین در کنار جسد پاکش افتاده بود، باشد. سمت چپ تقریباً در فاصله سیصدمتری آن طرف درختها، برادر عزيزم رضا شهید شده و باز در همان سمت کمی پایینتر، برادر عزيزم، اصغر شهید شد. آن طرف رودخانه محمدرضا شهید شد.
در دهلاويه 30 تن از پاسدارانی که هیچکدام را نمیشناختم به شهادت رسیدهاند. در سمت شرقی شهر، در این کانال 22 تن از برادرانی که چندبار با آنها به شبیخون شبانه رفتهام، شهید شدهاند.
(دستنوشته شهید سید حسین علمالهدی)
شهيد سيدحسين علمالهدي يكي از شهداي دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شهيد چمران اهواز است كه 16 ديماه سال 1359 در هويزه به درجه رفيع شهادت نائل شد. سرويس علمي و آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) - منطقه خوزستان – در آستانه سالروز شهادت اين شهيد بزرگوار به بيان بخشي از زندگي نامه وي پرداختهاست:
شهيد سيدحسين علمالهدي در سال 1337 در خانوادهي سادات در شهر اهواز ديده به جهان گشود. از همان كودكي با مسجد و آموزههاي مذهبي خو گرفت. دوران ابتدايي و متوسطه را در اهواز در حالي گذراند كه نيمي از آن به مبارزه عليه رژيم اختصاص داشت. وي از سن چهاردهسالگي تا بيست سالگي با فعاليتهايي چون تدارك راهپيماييهاي دانشآموزي و ساير فعّاليتهاي اين چنيني تا آنجا در مسير مبارزه پيش رفت كه در سن هجده سالگي توسط ساواك دستگير شد؛ ولي ساواك چون عليرغم شكنجه بسيار نتوانست مدركي عليه او بيابد، آزادش كرد.
سال 55 با شركت در كنكور سراسري در رشته تاريخ دانشگاه فردوسي مشهد پذيرفته شد. وي در آنجا با بزرگاني چون رهبر انقلاب و شهيد حجتالاسلام عبدالكريم هاشمينژاد آشنا شد. پس از مدتي به دانشگاه اهواز انتقالي گرفت و همزمان با پيروزي انقلاب به كمك نيروهاي انقلابي به ساماندهي امور انقلاب پرداخت.
با آغاز جنگ تحميلي در سازماندهي نيروهاي جبهه به كمك دكتر چمران و آيتالله خامنهاي شتافت. در همان ايام روزي يك ساعت به اجراي برنامهاي با عنوان "جنگهاي پيامبر(ص)" در صدا و سيماي اهواز مشغول بود. در جريان تسخير لانه جاسوسي آمريكا شركت كرد و پس از آن در نخستين عملياتي كه دولت بنيصدر عليه رژيم عراق اجرا كرد، فرماندهي نيروهاي پياده را به عهده گرفت.
وي و حدوداً 140 نفر از دوستانش سرانجام در عمليات هويزه در محاصره دشمن گرفتار شدند، اما به جاي فرار و عقبنشيني تا آخرين نفس عليه رژيم بعث و صدام ملعون جنگيدند و به شهادت رسيدند. شهادت وي و يارانش در كربلاي هويزه حادثهاي است كه از ياد ملت ايران نخواهد رفت.
روحشان شاد و راهشان پررهرو باد
نحوه شهادت اين شهيد بزرگوار در كتاب سفر عشق، به نقل از محمدرضا قربانی، در زير آمدهاست:
صدای تانك های آن طرف جاده به گوش می رسید. تیراندازی لحظه ای متوقف نمی شد. راه افتادیم، با اینكه می دانستیم امید برگشت نیست، ولی رساندن «آر. پی. جی» به «علم الهدی» ما را مصمم به پیش می برد. به جاده كه رسیدیم، توانستیم تانك هایی را ببینیم. به جز چند تایی كه در حال سوختن بودند، بقیه غرش كنان به پیش می تاختند. چشمم به حسین (علم الهدی) كه افتاد، خستگی از تنم در آمد. آر. پی. جی بر دوشش بود و پشت خاكریز دراز كشیده بود. در امتداد خاكریز غیر از حسین حدود ده نفر دیگر هنوز زنده بودند واز همه گروه همین ده نفر مانده بودند. حتی یك جسد بر زمین نمانده بود. پیدا بود كه بچه ها با گلوله مستقیم تانك ها از پای در آمده بودند. تانك های سالم از كنار تانك های سوخته عبور می كردند و به طرف خاكریز علم الهدی پیش می آمدند. حسین و افرادش هیچ عكس العملی نشان نمی دادند. «روز علی» كه حسابی نگران شده بود، آر. پی. جی را از من گرفت و به تانك ها نشانه رفت. دست روز علی را نگه داشتم و گفتم: كمی دیگر صبر كن، شاید بچه ها برنامه ای داشته باشند و او پذیرفت.
تانك ها به حدود پنجاه متری خاكریز رسیده بودند كه یكباره حسین از جا بلند شده و نزدیك ترین تانك را نشانه گرفت. گلوله درست به وسط تانك خورد و آن را به آتش كشید. غیر از حسین دو نفر دیگر كه آر. پی. جی داشتند، دو تانك دیگر را نشانه رفتند و هر دو را به آتش كشیدند. بقیه تانك ها سر جایشان ایستادند و ناگهان خاكریز را به گلوله بستند. خاكریز یكپارچه دود شد و بعید بود كسی سالم مانده باشد.
روز علی بلند شد و نزدیك ترین تانك را نشانه رفت و با اینكه فاصله كم بود، تانك را از كار انداخت. قامت حسین دوباره از میان دود و گرد غبار پشت خاكریز پیدا شد و یك تانك دیگر با گلوله حسین به آتش كشیده شد. پیدا بود كه از همه افراد گروه فقط روز علی و حسین زنده مانده اند. حسین از جا كنده شد و خود را به خاكریز دیگر رساند. تانك ها هنوز ما را ندیده بودند. پیشروی تانك ها دوباره شروع شد. حسین پشت خاكریز خوابیده بود. تانك به چند متری خاكريز كه رسید، حسین گلوله اش را شلیك كرد. دود غلیظی از تانك بلند شد. تانك دیگری با سماجت شروع به پیشروی كرد. روز علی كه آر. پی. جی را آماده كرده بود، از خاكريز بالا رفت و آن را هدف قرار داد. تانك به آتش كشیده شد و چهار تانك دیگر به ده متری حسین رسیده بودند. حسین از جا بلند شد و آخرين گلوله را رهاكرد. سه تانك باقیمانده در یك زمان به طرف حسین شلیك كردند. گلوله ها خاكریزش را به هوا بردند. گردو خاك كمی فرو نشست، توانستیم اول آر. پی. جی و سپس حسین را ببینیم. جسد حسین پشت خاكریز افتاده بود و چفیه صورتش را پوشانده بود. یكی از تانك ها به چند متری حسین رسیده بود و می رفت كه از روی پیكر حسین عبور كند.
به گزارش ايسنا شانزدهمين يادواره شهداي دانشجو - به مناسبت سالگرد شهادت شهيد علمالهدي و ديگر شهداي دانشجو – 15 ديماه در محل يادمان شهداي دشت هويزه برگزار ميشود.
اين مراسم از بعد از ظهر روز قبل(پنجشنبه،14 ديماه)، با حضور دانشگاهيان خوزستان و استانهاي همجوار(هرمزگان، لرستان، ايلام و چهارمحال بختياري)، با غبارروبي مزار شهدا و قرائت دعاي كميل آغاز خواهد شد.
يادواره شهداي دانشجو با هدف بزرگداشت رشادت شهداي دانشجو و شهداي كرخه نور، 15 ديماه از ساعت 9:30 با قرائت زيارت عاشورا و سخنراني حجتالاسلام و المسلمين شفيعي رئيس دفاتر استاني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاههاي خوزستان، آغاز ميشود و تا برپايي نماز ظهر ادامهدارد.